تهران، ایران: آیتالله روحالله خمینی، رهبر انقلاب اسلامی ایران در سال 1979: “آن روزی كه امريكا از ما تمجید كند، بايد عزا گرفت.“
در ایران، سخنان آیتالله خمینی به عنوان دیدگاه ضدآمریکایی مصالحهناپذیر انگاشته میشوند به گونهای که سالیان سال به عنوان پیام مبارزه طلبی به غرب و به مانند یک تابلوی تبلیغاتی بر دیوار سفارت سابق آمریکا در تهران نقاشی شدهاند.

عکس آیتالله خمینی، پدر انقلاب ایران در دستان یکی از شرکت کنندگان یک گردهمایی در جنوب تهران، 31 ژانویه 2008. عکس: گِتی
امروز این سخنان دیده نمی شوند، چرا که بر روی آنها رنگ زده شده است، گویی که خواسته باشند بر نرم شدن رویکرد سخت گیرانهی ایران تاکید شود. اما اگر پرزیدنت اوباما تمایلاش را برای واردشدن به مذاکره با ایران بیان کند، آیا جمهوری اسلامی ایران –که هفتهی آینده 30 اُمین سالگرد پیروزیاش را جشن میگیرد- واقعا آماده کنار گذاشتن سالها دشمنی رسمیاش با “شیطان بزرگ” است؟
این بحثی است که اکنون در ایران در جریان است، جایی که این روزها سردمداراناش علامتهای متضادی به سوی آمریکا میفرستند و همه منتظر یک تلاش آشکارا و غیرمنتظره از سوی آمریکا برای برقراری ارتباط با یکی از دشمنان اصلیاش هستند.
[این مقاله، بخش دوم مجموعهای دو قسمتی است تحت عنوان" دیدگاه ایران نسبت به آمریکای اوباما"؛ برای مطالعهی بخش اول "ملاحظهگری ایرانیان نسبت به رویکرد اوباما" به اینجا مراجعه کنید.]
فراخوان برای احترام جهانی
محمود احمدینژاد، رئیس جمهور ایران روز پنجشنبه سطح جدیدی از احترام جهانی را تقاضا کرد: “قدرتهای زورگو باید یاد بگیرند چگونه به درستی حرف بزنند و مودب باشند تا مردم بافرهنگ و صلح دوست ایران به آنها گوش دهند”. او در جمع یک گردهمایی در مشهد گفت: “ایرانیان مردمانی منطقی هستند… و از هرکسی که راه حلی برای مشکلات جهانی داشته باشد، استقبال می کنند.”
تحلیلگران بر این مساله اتفاق نظر دارند که تنها آیتالله سیدعلی خامنهای می تواند تصمیم نهایی را در زمینه مناسبات با آمریکا بگیرد و آن را به تندروانی که برای یک نسل از آمریکا متنفر بودهاند، بقبولاند.
اما با این وجود، همه تحلیلگران با این مساله که آیتالله خامنهای میتواند خودش را متقاعد سازد تا اینچنین دشمن سودمندی را از بین ببرد، موافق نیستند. او در ماه نوامبر گذشته گفت که روزی نبوده است که “در آن امریکا رویکرد نیکویی نسبت به ایران داشته باشد” و مشکل ایران-آمریکا “مانند مسالهی مرگ و زندگی است.”
امیر محیبان روزنامهنگار و تحلیلگر محافظهکار می گوید: “رهبر [انقلاب] یک انسان منطقی است که میخواهد کشور را کنترل کند و به واقعیتها پاسخ نشان دهد. هنگامی که آمریکا سیگنالهای نامطبوع میفرستد، رهبر [ایران] نیز بسیار قاطع هست. اگر آمریکا نرمش نشان دهد، او نیز آرام خواهد بود. ما همپای طرف مقابلمان جلو میرویم.”
باوجودی که ایران دارای بیشترین جمعیت دوستدار آمریکا در منطقه است؛ هرگونه گفتگوی موثر با آمریکا از سوی حکومتی که هنوز در گردهماییهایش فریاد مرگ بر آمریکا سر میدهد، یک قدم بزرگ محسوب خواهد شد.
محبیان معتقد است: “برخی میپندارند که زمان حل مشکلات با آمریکا در یک حالت برابر فرارسیده است. اما برخی دیگر عقیده دارند دشمنی با آمریکا در طول 30 سال بخش عمدهی هویت ما است و رفع آن به معنای خودباختگی است.”
علامتهای متضاد تهران
علامتهای دریافت شده از تهران تقویت کنندهی هر دو موضع ذکر شده است. چند روز پس از انتخابات آمریکا؛ آقای احمدینژاد که همواره مشکلساز بوده است، یک یادداشت تبریک پیشبینی نشده به اوباما فرستاد که بیانگر انتظارات بالا برای تغییر بود. علیرغم سخنرانیهای خشمآلود ضدغرب و حملات زبانی به آمریکا؛ احمدینژاد بر خلاف رئیس جمهورهای پیشین [ایران]، بیشترین مکاتبات را با امریکا داشته است و حتی به آمریکاییها گفته است که ایالات متحده می تواند یک “دوست خوب” برای ایران باشد.
اما در هفتهی جاری، یک سخنگوی رسمی خامنهای اعلام کرد که مقابله با “سیاستهای مزورانه” آمریکا و اسرائیل “خط قرمز” ایران است.
بنا بر یک نقل قول رویترز از خبرگزاری فارس، علی معبودی گفته است:” ضدیت با رژیم صهیونیستی و دفاع از مردم مظلوم از ارکان انقلاب اسلامی [ایران] است و رابطهی ایران و آمریکا به سبب به قدرت رسیدن اوباما تغییر نخواهد کرد.”
مقامات آمریکایی در حال تصمیمگیری برای چگونگی و زمان -با توجه به اینکه احمدینژاد امیدوار به انتخاب مجدد در ماه ژوئن است- رویکرد به ایران هستند تا شانس موفقیت در مسائل مربوط به قدرت طلبی هستهای ایران و همچنین نقش منطقهای ایران حداکثر شود. ایالات متحده همواره ایران را به خاطر حمایت از حزب الله و حماس، به عنوان “اصلی ترین دولت حامی ترور” خوانده است و ایران را به دست داشتن در مرگ شهروندان آمریکا به سبب حمایت از گروههای شیعه عراق متهم کرده است.
تلاشهای قبلی [برای برقراری رابطه] شکست خوردهاند و تماسهای مخفی متعدد نتایج کمی دربرداشتهاند. تحلیلگران به طور مشخص می گویند که هنوز ایران به خاطر قرارگرفتن در “محور شرارت” پرزیدنت بوش -با وجود کمکهای حیاتی ایران به ایالات متحده در طی اشغال افغانستان در سال 2001- آزرده است .
یک از سفرای غربی در تهران می گوید: “موضوع اصلی در اینجا این است که جواب ما [به تمایل آمریکا برای برقرای ارتباط] چه خواهد بود؟! ایرانی ها به شدت سردرگم شدهاند. با اینکه آمریکاییها همچنان در حال بحث در مورد بهترین استراتژی هستند، اما میدانند که چه میخواهند. اما من در مورد ایران مطمئن نیستم. در 30 سال گذشته، ایران در یک حالت انقلابی بوده است و همواره نیاز به یک بحران دارد، یک دشمن تا بتواند دوام بیاورد.”
این سیاستمدار میپرسد:” اگر دشمن اصلی دیگر دشمن نباشد، چه؟! اگر فردا اوباما به طور رسمی درخواست مذاکره کند، به مثابه یک ضربه خواهد بود…. –مشخص است که- آنها [ایرانیان] خواهند خواست تا به این پیشنهاد پاسخ دهند؛ ولی سوال اینجاست که چگونه این کار را انجام دهند، بدون اینکه وجههشان خدشهدار شود.
احمدی نژاد تاکنون تابوی ضد-آمریکایی بودن را شکسته است و تحلیلگران معتقدند در عوض این تابوشکنی،ایران در حال حاضر انتظارات مشخصی دارد. مقامات وزارت خارجهی آمریکا پیشنویس نامههایی را برای شکستن یخها [فی ما بین] تهیه کردند و در حال بحث در مورد این موضوع هستند که آیا ایالات متحده باید قبل از انتخابات ایران اقدام به برقراری تماس کند یا نه!؟ این اتفاق میتواند سبب پیشی گرفتن احمدینژاد بر رقبای انتخاباتیاش شود، رقبایی چون محمد خاتمی که یک اصلاحطلب است و در انتخابات سال 1997 و 2001 با قاطعیت پیروز شد ولی نتوانست قفل رابطهی ایران و آمریکا را بشکند.
دریچهی فرصت ها پیش از انتخابات ایران
عدهای در ایران عقیده دارند که اگر ایالات متحده قبل از انتخابات ایران پیامی نفرستد، نشانگر تمایلات آمریکا در این رایگیری است و به مانند مداخلهی آمریکا سنجیده خواهد شد. عدهای دیگر نیز خاطر نشان میکنند که فقط احمدینژاد پشتیبانی قطبهای قدرت در جناح راست را به همراه دارد و اوست که می تواند تندروان را قانع سازد.
محبیان معتقد است یک حرکت هوشمندانه از سوی آمریکا ممکن است نتایج بهتری داشته باشد، ارسال یک نامهی “کوتاه و مودبانه” به احمدی نژاد از سوی اوباما حاوی تشکر وی به خاطر یادداشت او و “امیدواری برای یک واقعیت جدید.”
اما به نظر محبیان، “نامهی اصلی –برای حل مشکلات فی مابین- باید به رهبر فرستاده شود. به نظر وی، این نامه باید به دل آزردگیهای تاریخی مانند کودتای سازمان داده شده توسط سیا درسال 1953 اعتراف کند و این بند را برای نامه پیشنهاد می کند:”بهتر است تا گذشته را فراموش کنیم. جمهوری اسلامی یک واقعیت است. ما آیندهی جدیدی را تصور میکنیم.”
محبیان میافزاید: “بعد از آن شما خواهید دید که وضعیت در حال تغییر است، البته نه به سرعت بلکه به آرامی و در طول دو سال. در این مدت، دو طرف سیاستهای جدیدی درپیش خواهند گرفت و خامنهای خواهد توانست تا این تغییرات را از موضع قدرت بنمایاند نه ضعف.”
اما آیا این سناریو ممکن است؟ حتی کسانی که نزدیک به حلقه قدرت هستند هشدار می دهند که واکنش ایران به رفتار ایالات متحده بستگی خواهد داشت. همچنین آنان نمیتوانند پیشبینی کنند که سیستم اسلامی ایران تا کجا کوتاه خواهد آمد.
یک تحلیلگر کهنهکار در تهران می گوید: “اولین چیزی که رهبران ایران میخواهند مطمئن شوند این است که ایالات متحده به دنبال تغییر رژیم در ایران نیست. رژیم خواهان واردشدن در مذاکرات است، اما تنها کسی میتواند آن را به انجام برساند که به طور عمیق در تشکیلات مذهبی نفوذ داشته باشد. احمدینژاد این اعتبار را دارد.با این حال، او نیاز دارد تا چهره و گفتمان انقلابیاش را نیز حفظ کند.”
“من ترجیح میدهم تا اصلاح طلبان بر کشور حکمرانی کنند… اما در مورد این مسائل حساسیت برانگیز، آنها نخواهند توانست تا ارتباط متقابل را برقرار کنند… اگر اتفاقات غریبی بیفتد و احمدینژاد و خامنهای مصدر آن باشند، هر چند نخواهند توانست جلو جریانات تندرو را بگیرند اما قادرخواهند بود تا آنها را متقاعد به همراهی کنند.”
بنا به نظر یک دانشمند علوم سیاسی اصلاحطلب در تهران، هنوز تودهای از سوالات بدون پاسخ وجود دارد: “حکمرانی آنها بر کشور بر مبنای مقابله با آمریکاست. و اگر [رفتار] آنها تغییر کند، دیگر پایهای برای مشروعیتاشان وجود ندارد. احمدینژاد بسیار علاقمند است تا مذاکرات با آمریکا را از سر بگیرد اما رهبر این اجازه را نخواهد داد. چرا که هر کس این کار را بکند، یک قهرمان در ایران خواهد بود. “






ممنون بابت ترجمه